أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)

260

مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )

مشروح مزاحم مىشدند ، افاضهء مزدلفه يعنى حكم برخيزاندن حجاج از مزدلفه به بنو عدوان منحصر بود ، چنان كه در نظم آتى مذكور مىشود بنو عدوان توليت اجازهء مذكور را كابرا عن كابر توارث مىنمودند . نظم عربى غدير الحىّ من عدوا * ن كانوا حيّة الارض بغى بعضهم ظلما * فلم يرع على بعض و منهم كانت السّادا * ت و الموفون بالقرض و منهم من بخير النّا * س بالسّنّة و الفرض و منهم حكم يقضي * فلا ينقص ما يقضي ابو سيّاره عميلة بن الاعزل كه از بقاياى افراد قبيلهء عدوان بود عصر سعادت را درك نمود ، چنان كه در قطعهء آتى الذكر بيان شده است . هنگامى كه آفتاب اسلام روشنى بخش عيون انام گرديبد توليت اجازت مزدلفه به ابو سيّاره منتقل شده بود . قطعه نحن دفعنا عن ابى سيّاره * و عن مواليه بنى فزاره حتّى اجاز سالما حماره * مستقبل القبلة يدعو جاره و از اينكه قائل سالما حماره گفته است معلوم مىشود كه ابو سياره رخصت افاضهء از مزدلفه را به خلق در حالتى مىداده است كه راكب حمار بوده است كه بتمامها موافق تعريف سير ابن هشام است . در ابتداى استطراد گفته بوديم كه پس از وقفهء عرفات يكى از آل صوفه برخاسته اجيزى صوفه و ديگرى اجيزى خندف مىگفته است . به مناسبت مقام اصحاب لقب صوفه را ذكر نموديم ، اكنون لازم شد كه لقب خندف را نيز بيان نماييم .